ترکیب تعامل و مشارکت در هنر شهری
چکیده
از اوایل دهه ۲۰۰۰، نهادهای فرهنگی نقش مهمی در بازآفرینی فضاهای عمومی، تقویت مشارکت اجتماعی و پرورش نوآوری هنری ایفا کردهاند. در این چارچوب، «تعامل مخاطب» و «مشارکت مخاطب» به دو مفهوم کلیدی در هنر رسانهای شهری تبدیل شدهاند. با این حال، این دو اصطلاح اغلب بهصورت مبهم بهکار رفته و تفاوتهای بنیادین آنها نادیده گرفته شده است.
این مقاله ابتدا تمایز میان تعامل (Interaction) و مشارکت (Participation) را روشن میسازد و سپس نمونههای برجستهای از هنر رسانهای شهری را تحلیل میکند. در نهایت، اثر ما ابرها هستیم (We Are The Clouds) بهعنوان یک مطالعه موردی بررسی میشود که نشان میدهد ترکیب این دو رویکرد چگونه میتواند تجربهای جمعی، پویا و معنادار خلق کند.
در فضای مدرن، بازآفرینی مکانهای عمومی از طریق هنر رسانهای نقشآفرینی فرهنگی دارد. این مقاله تحلیل میکند که چگونه هنر رسانهای شهری، با ترکیب دو رویکرد تعامل (Interaction) و مشارکت (Participation)، میتواند تجربهای اجتماعی، زیباییشناسانه و معنادار ایجاد کند. مطالعه موردی اصلی اثر «ما ابرها هستیم» است که نحوه درگیر کردن مخاطب از طریق فناوری و مشارکت جمعی را نشان میدهد. این بار، افزون بر آن، یک مثال واقعی دیگر—نصب تعاملی Interwoven در میدان Flatiron نیویورک—نیز بررسی شده تا ارتباط بین هنر رسانهای شهری و فناوریهای نوظهور مانند تاچدیزاینر (TouchDesigner) روشنتر شود.
مقدمه
مارک آوژه (Marc Augé) در نظریه «غیر-مکانها» بیان میکند که فضاهایی چون مراکز خرید، بزرگراهها و فرودگاهها فاقد هویت فرهنگیاند. آنهتا وینتروب نیز وضعیت رسانههای عمومی را «بارگذاری بیش از حد و فقدان معنا» توصیف میکند؛ یعنی پر از داده و تصویر، اما تهی از هویت.
از دهه ۹۰ میلادی، رسانهنماها (Media Facades) در شهرها بهعنوان راهحلی برای بازآفرینی فضای عمومی و مقابله با خصوصیسازی فضاهای شهری مطرح شدند. پروژههایی چون Kunsthaus Graz (2003)، Ars Electronica Linz (2009) و UrbanScreen Surrey (2010) نشان دادند که چگونه هنر رسانهای شهری میتواند بستر خلاقیت و مشارکت مردم شود.

تعامل در برابر مشارکت
تعامل (Interaction)
تعامل در هنر رسانهای شهری معمولاً فناورانه است و پاسخ آنی به رفتار مخاطب را فراهم میآورد؛ تجربهای زنده، جاری و چندحسی. اثر «ما ابرها هستیم» بهترین نمونهای است که فناوری Kinect دارای تعامل لحظهای را با فیلمهای از پیش ضبطشده ترکیب میکند تا تجربهای چندلایه و انسانی شکل دهد.
نمونهها:
-
Body Movies (2001): نمایش سایههای عابران روی عکسهای شهری در روتردام.
-
Blinkenlights: صفحه نمایشی در برلین که مردم با پیامک و ایمیل با آن تعامل میکردند.
-
LummoBlocks: اجرای زنده بازی Tetris روی نمای شهری.
مشارکت (Participation)
مشارکت به معنای درگیر کردن مخاطب در خلق اثر بدون نیاز به پاسخ آنی است؛ تجربهای جمعی و سازنده هویت. در «ما ابرها هستیم»، اهالی محل طی کارگاهی یکهفتهای «ابرهای انسانی» خود را ساختند و به این شکل به شکلگیری اثری معنایی کمک کردند.
نمونهها:
-
Asalto (Daniel Canogar, 2009): ثبت حرکت مردم بر روی صفحه سبز و نمایش آن روی دیوار.
-
#futurefridays (2016): شهروندان آینده محلهشان را طراحی کردند و آثارشان روی نماها نمایش داده شد.
-
Digital Calligraffiti (2016): پناهجویان پیامهای خود را بهصورت هنری در فضاهای شهری نمایش دادند.

مطالعه موردی: ما ابرها هستیم
مرحله مشارکت
-
کارگاه یک هفتهای با حضور ۱۵۰ نفر.
-
افراد با استفاده از دوربین Kinect حرکات خود را ضبط کردند.
-
این ویدیوها به شکل «ابر» پردازش و در آرشیوی دیجیتال ذخیره شدند.
مرحله تعامل
-
در محل نصب، دوربین Kinect مخاطب را زنده اسکن میکرد.
-
بدن او به ابر دیجیتالی تبدیل و در کنار ابرهای از پیش ضبطشده نمایش داده میشد.
-
نتیجه: یک آسمان زنده دیجیتال از ابرهای انسانی گذشته و حال.
طبق یادداشت Stacey Koosel:
«دیدن ابرهایی که پیشتر توسط مردم ساخته شدهاند مانند ورق زدن دفتر یادبودی انیمیشنی است؛ تلاشی برای تصور چهرهها و داستانهای پشت هر ابر.»

ترکیب تعامل و مشارکت: تجربهای چندلایه
اثر «ما ابرها هستیم» نشان داد که ترکیب تعامل آنی و مشارکت جمعی میتواند:
-
فضای عمومی را به محیطی زنده و پویا تبدیل کند.
-
هم خاطره فردی و هم هویت جمعی را در هم بیامیزد.
-
تجربهای چندلایه و معنادار برای مخاطب خلق کند.
نمونه واقعی: Interwoven در میدان Flatiron، نیویورک
در قالب رویداد “۲۳ Days of Flatiron Cheer” در سال ۲۰۲۱، نصب هنری تعاملی بنام Interwoven در میدان عمومی Flatiron اجرا شد. این اثر شامل قوسهای رنگی تعاملی بود که عبور دو نفر یا بیشتر از حسگرهای همرنگ، نور و موسیقی محلی را فعال میکرد. همچنین دیواری برای بیان رویاها و آرزوها با جملهی اولیه «I dream of a world where together we can…» در قالب کاغذهای نورپردازیشده وجود داشت که مخاطبان میتوانستند رؤیاهای خود را روی آن بنویسند ۶sqftVan Alen Institute.
پیوند مفهومی با مقاله اصلی:
-
Interwoven نمونهای از تعامل آنی است—مانند «ما ابرها هستیم»—با فعالکردن نور و صدا توسط مخاطب.
-
دیوار داستانپرداز برخلاف تعامل آنی، مشارکتی است—مشابه مشارکت در اثر ابرها—که صدای جمعی را در فضا ثبت میکند.
این ترکیب دقیقاً همان رویکرد پیشنهادی مقاله را تقویت میکند: هم تعامل لحظهای، هم مشارکت حس پیدا شدن جمعی.

نقش تاچدیزاینر (TouchDesigner) در هنر رسانهای شهری
اگرچه در موارد بحثشده نامی از TouchDesigner نیامده، این پلتفرم بهعنوان ابزار قدرتمند طراحی بصری و تعامل لحظهای، در پیادهسازی چنین پروژههایی کاربرد دارد. TouchDesigner امکان اجرای:
-
پردازش بلادرنگ ویدیو (Real-Time Visual Processing)
-
ادغام با سنسورها و پخش نور
-
تولید صدا و تصویر تعاملی
را فراهم میکند. این بدان معناست که پروژههایی مثل «ما ابرها هستیم» یا Interwoven بهراحتی میتوانند با TouchDesigner پیادهسازی یا توسعه بیابند. افزودن این کلمه کلیدی در محتوای سئو، هم ترافیک تخصصی بیشتری جذب میکند و هم نشاندهنده ارتباط با فنآوری روز در هنر رسانهای است.
نتایج ترکیبی و فضای چندلایه
-
ترکیب تعامل آنی و مشارکت جمعی—همانطور که در هر دو مثال مشاهده شد—فضای عمومی را به صحنهای زنده برای تجربههای معنادار تبدیل میکند.
-
استفاده از ابزارهایی مانند TouchDesigner امکان طراحی گرافیک، صدا و نور بهصورت همزمان و واکنشدهنده را فراهم میآورد، ساختن اثری پویا، مشارکتی و هوشمند شده را ممکن میسازد.
نتیجهگیری
-
تعامل مخاطب، شهر را به بستری برای تجربههای لحظهای و زنده بدل میسازد.
-
مشارکت مخاطب، نتیجهای جمعی و ماندگار شکل میدهد.
-
ترکیب این دو، همانطور که در «We Are The Clouds» دیده شد، منجر به تجربهای اجتماعی، زیباییشناسانه و فرهنگی میشود که قدرت بازتعریف هویت فضاهای شهری را دارد.
نویسنده: امین محمدی چری
پایان/